نیم وجبی

لقلقه، طغیان و فوران ذهن زندگی من

تبلیغات تبلیغات

از یکشنبه اخر تیرماه

از یک ماه پیش امروز رو برای تست مشخص کرده بودن، برای منم بیشتر از رقابت معمولی بود،... توی یک فضای نهایت ۵ متر،... پر وسیله، قدم برمیداشتم میخوردم به نوازنده، یک قدم اونور استاد ۱ و یک قدم اینور استاد ۲... و منم کاش پررویی یاد بگیرم، که بتونم خودم باشم در هرجایی و پیش هرکسی... اینکه یک عده بدون تست قبول شدن، خیلی مسخره و پفیوزانه بود، دیگه البته اکثریت یک ربط و رابطه ای با بالادستی ها داشتن، جز من، جز من که با دشمن خونی اینا هم دست شدم!!!!!!! اخرشم بهش
نیم وجبی ، ۱۴۰۳-۰۵-۰۵ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها